جاسب

دهستان جاسب یکی از دهستانهای شهرستان دلیجان (استان مرکزی) ایران است.
جاسب قریه ایست خوش اب و هوا که در متون تاریخی ایران بارها از ان به عنوان ییلاقی در دل کویر یاد شده است این دهستان با وجود قرار داشتن در مناطق خشک اب و هوایی به دلیل محصور بودن توسط کوه ها دارای هوای نسبتا سردی میباشد
جاسب شامل هفت پارچه ابادی به نام های کروگان و وشتکان و وسقونقان و هرازجان و بیجگان و زر و واران میباشد و هنوز دو روستای ان به زبان راحی سخن میگویند و با نزدیک ترین شهر ان یعنی دلیجان حدود 7 کیلو متر فاصله دارد که البته این فاصله تا رسیدن به جاده اصلی جاسب میباشد
جاسب جمعیت مشخص و ثابتی ندارد و جمعیتش در فصول مختلف سال متفاوت است که ان هم به دلیل اختلاف دما در فصول مختلف سال بوده به گونه ای که این اختلاف حتی به 35 درجه نیز میرسد دمای میانگین در فصل تابستان برای جاسب حدودا28 درجه و در زمستان حدود منفی 6 درجه میباشد
گوشه ای از تالیفات متون تاریخی در مورد جاسب
از مضافات قم . صاحب مرآت البلدان آرد: ولايتي است در نهايت برودت و از ييلاقهاي بسيار سرد و در اين زمان از مضافات قم که حکومت آن جزو حکومت اين شهر ميباشد و در ميان درّه واقع شده چهار طرف آن کوهسار است . جنوب اين ولايت دليجان و نراق و شمال آن قريه کرمجگان از دهات قم ، مشرق آن محدود به کوهسار اردهال ومغرب آن منتهي به جبال راونج ميشود. عرض دره اي که جاسب در آن واقع است نيم فرسخ و طول يک فرسخ و نيم است . گويند جاسب از بناهاي يکي از امراي عسکريه هماي دختر بهمن بن اسفنديار مشهور به نيمور ميباشد. و اين امير در نراق و دليجان و دهات پشتکدار حکومت داشته ودر آن حدود بناي محکم گذاشته که از جمله سدي است که به رودخانه آبار قم بسته و نهري براي زراعت نيمور جاري ساخته و اين سد پنج ذرع عرض و شصت ذرع طول و چهارده ذرع ارتفاع دارد. سنگهاي مربع سفيد که هريک ده گره مضروبي ميباشد يک اندازه تراشيده و با ساروج بکار برده و سدّ چنان مستحکم است که در اين مدت متمادي يکي از سنگهاي مزبور نيفتاده است .... و نيز آتشکده اي در دو فرسخي نيمور در آتش کوه بنا کرده که پايه هاي آن برقرار است . هواي خوب دارد و ده خانوار بختياري در آنجا سکونت دارند. هواي جاسب بدرجه اي سرد است که از اول آذر تا نوروز از بسياري برف راه مسدود ميشود. آب دهات جاسب از کوهسار است که داخل دره وسط کوه شده و هر ده به اندازه کفاف از آن استفاده کرده بقيه به رود آبار ميريزد بعلاوه هر ده دو يا سه قنات دارد.اهالي آنجا بيشتر سادات صحيح النسب و بروايتي هفت تن از سيصد و سيزده تن ياران امام زمان اهل قراء سبعه جاسب ميباشند.
جاسبنامي بی مانند در تمام ایران است و در هيچ فرهنگي ديده نشده است . در لغت نامه ي دهخداوفرهنگ معين فقط مشخصات جغرافيايي آن آمده است. در تاريخ قم تاليف حسن بن محمّد حسن قمي در موارد بسياري اين نام به صورت جاست ضبط گرديده است.سند ديگري كه ثابت مي كند اين دهستان يا منطقه در قديم جاست بوه نام يكي از فقهاي بزرگ موسوم به علي جاستي است.در فرهنگهاي برهان قاطع،آنندراج،دكتر و دهخدا درباره ي معناي جاست آمده است كه جاست جايي را گويند كه انگور را در آن لگد زنند تا شيره ي آن بر آيد همچنين جاي فشردن انگور باشد ونيز جاي فشردن انگور .كه به نظرمي رسد در گذشته در آن منطقه رزيا تاك يا مو انگور فراوان بوده است وبه خاطرتهيه شيره ي انگور به آن منطقه جاست مي گفتند.متاسفانه در كتب قديمي المسالك و الممالك در مورد جغرافياي تاريخي اين منطقه مطلبي وجود ندارد. مگر آنچه كه در كتب قديمي تاريخ قم در صفحات 138،133،120،119،58،57،آمده است.در همين كتاب جاست به عنوان يك رستاق ثبت شده است.در دوران قاجاريه تعداد زيادي سفر نامه و كتب جغرافياي تاريخي نگاشته شده كه از جمله آنها،مرآت البلدان ومطلع الشمس نوشته ي محمد حسن خان اعتماد السلطنه و گنج دانش تاليف محمد تقي خان حكيم است كه در اين دو اثر اشاراتي به جاسب شده است
دركتاب تاريخ قم كل خراج يا ماليات رستاق جاسب،چهل وسه هزار و هفتصدوشصت و دو درهم ضبط شده است.اما در خصوص تسميه ي جاسب،بايد اذعان داشت همان طوري كه در بالا آمد اين نام در تمام ايران بي سابقه است و در هيچ فرهنگي معني نشده است.و اين مطلب كه نويسنده ي كتاب گنج دانش و ساير نويسندكان در خصوص وجه تسميه ي اين منطقه نوشته اند به دلا يل ذيل نمي تواند صحت داشته باشد. زيرا در كتاب تاريخ قم كه در سال 378هجري قمري نوشته شده در چندين مورد جاست ضبط شده و در كتاب انساب نيز نام فقيه معروف علي جاستي مضبوط است. در اين مورد دركتاب تاريخ و جغراياي قم امده است:« ... در اين صورت از روي حتم و اعتقاد نمي تواتن گفت كه جاسب در اصل جاي اسب بوده و ضحاك هم اسبان خود را در اينجا بسته است ضحاك از ملوك عجم است ووجاي اسب هم از لغات فارسي است و عجمي است اما تلفيق كلمات و تركيب عبارات آن زمان به كلي مغاير اصلوب كلمات اين زمان است كه به زبان فارسي گويا مرده و به واسطه قبول دين عرب آن سبك صحيح فارسي زباني از ميان رفته است و هر كسي تتبع داشته باشد مي داند كه تلفيق جاي اسب و جاسب موافق سبك فارسي زبانان اين زمان نيست و پيشينيان به طرز ديگر سخن مي سروده اند» در كتاب قم جاسب اينگونه توصيف مي شود :«... هفت قريه دارد در ميان يك دره كوه واقع است و اطراف آنجا را چنان كوه احاطه دارد كه گويا حصاري بر انجا كشيده اند اب آنجا از كوهسار است و قنات هم دارد حاصل كشت و كار آنها جو و گندم است سيفي آنها ماش ،نخود، عدس، لوبيا ، هندوانه و خربزه است هواي آنجا در غايت خنكي و سردي است» نويسنده كتاب گنجينه آثار قم موقعيت جغرافيايي جاسب را اين چنين نگاشته است اين سرزمين در جلگه اي محدود و محصور به كوههاي چهار جانبه و به شكل مخروطي دنباله دار يا قيفي است كه لووله پائين آن به جانب جنوب قرا رگرفته است و بيجگان در مدخل جلگه در راس مثلث و زر و كروگان در منتا اليه آن هر يك زاويه هاي از مثلث را تشكيل مي دهند
رودخانه ازنا
رودخانه معروف اين منطقه رودخانه ازنا است كه از ارتفاعات دهستان جاسب سرچشمه می گيرد. اين رودخانه فصلی بوده و فقط در اسفند و فروردين و در نهايت تا خرداد ماه دارای آب است. رودخانه ازنا از سمت خاور به باختر در جريان است و در باختر دليجان به رودخاه قم رود می پيوندد. از آب اين رودخانه در مسير روستاهای دهستان جاسب با توجه به اين كه در قسمت سرچشمه آن آب بيش تری موجود است و در مصارف كشاورزی استفاده مي شود. عبور اين رودخانه از مسير روستاهای بيجگان و سقونقان، واران، كروگان و هرازجان و نيز به علت كوهستانی بودن مناطق فوق آب و هوای با طراوتی را در فصل تابستان برای ساكنان اين روستاها ايجاد می نمايد.
كوههاي جاسب
سر تخت :اين كوه با ارتفاع 2446متر در بخش مركزي دهستان جاسب واقع شده است.جهت كوه جنوبي شمالي بوده و مختصات جغرافيايي آن بطول 50درجه و 50دقيقه و عرض آن 34درجه و7دقيقه مي با شد.
سرخان:اين كوه با ارتفاع 2521متر در بخش مركزي دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه جنوب غربي شمال شرقي بوده و مختصات جغرا فيا يي آن بطول 50 درجه و 50 دقيقه و عرض 34درجه و5دقيقه مي باشد.
سلالت: با ارتفاع 2939 متر در دهستان جاسب واقع شده است. و جهت كوه شمال جنوبي بوده و مختصات جغرافيا يي آن به طول 50 درجه و 52 دقيقه و عرض 34درجه و6دقيقه مي باشد.
سياه: اين كوه با ارتفاع 2434 متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه شمال جنوبي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول 50 درجه و 51 دقيقه و عرض 34درجه و9دقيقه مي باشد.
سياه هند: اين كوه با ارتفاع2486 متر در دهستان جاسب واقع شده است.جهت كوه شمال شرقي جنوب غربي بوده ومختصات جغرافيا يي آن بطول 50درجه و 46 دقيقه و عرض 34درجه و5دقيقه مي باشد.
اوراز: : با ارتفاع2622 متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه جنوبي شمالي و مختصات جغرافيا يي آن بطول50 درجه و 49 دقيقه و عرض 34درجه و10دقيقه مي باشد.
برز: : اين كوه با ارتفاع2413 متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه جنوبي شمالي بوده ومختصات جغرافيا يي آن باشد.بطول50درجه و50 دقيقه و عرض34درجه و6دقيقه مي باشد.
برزه: اين كوه با ارتفاع2795متر متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه جنوبي شمالي بوده ومختصات جغرافيا يي آن بطول 50درجه و53دقيقه وعرض 34درجه و10دقيقه مي باشد.
بنخواب: اين كوه با ارتفاع2681متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه جنوبي شمالي بوده ومختصات جغرافيا يي آن بطول 50درجه و 48دقيقه و عرض 34درجه و7دقيقه مي باشد.
پايين قلعه: اين كوه با ارتفاع2413 متر در دهستان جاسب واقع شده است.جهت كوه جنوب شرقي شمال غربي بوده ومختصات جغرافيا يي آن باشد.بطول50درجه و50 دقيقه و عرض34درجه و6دقيقه مي باشد.
تخت سرحوض: : اين كوه با ارتفاع3142 متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه شمال جنوبي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول 50 درجه و 49دقيقه و عرض 34درجه و13دقيقه مي باشد.
كمر ميان: : اين كوه با ارتفاع2625متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه شمال جنوبي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول50درجه و 52 دقيقه و عرض 34 درجه و9دقيقه مي باشد .
گدار: اين كوه با ارتفاع 2446متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه شمالي جنوبي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول50درجه و 51 دقيقه و عرض 34درجه و 8دقيقه مي باشد.
گرگو: اين كوه با ارتفاع2845 متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه شمال شرقي جنوب غربي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول50درجه و 52 دقيقه و عرض 34درجه و 11دقيقه مي باشد.
گلو قياسه: اين كوه با ارتفاع 2625 متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه شمال جنوبي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول50درجه و 52 دقيقه و عرض 34 درجه و8دقيقه مي باشد.
لاشدر: اين كوه با ارتفاع2494 متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه شمال جنوبي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول50 درجه و49 دقيقه و عرض 34 درجه و 5دقيقه ميباشد.
مصلا: اين كوه با ارتفاع2468 متر در دهستان جاسب واقع شده است. جهت كوه شمال جنوبي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول50 درجه و50دقيقه و عرض 34 درجه و10دقيقه مي باشد.
ولجيا: اين كوه با ارتفاع3144 متر در دهستان جاسب واقع شده است.جهت كوه شمال غربي جنوب شرقي بوده و مختصات جغرافيا يي آن بطول50درجه و 54 دقيقه و عرض 34درجه و 8دقيقه مي باشد.
موقعیت جغرافیایی
منطقه کوهستانی جاسب در منتهی الیه جنوب شرقی استان مرکزی و در شمال شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان واقع شده است این منطقه از نظر موقعیت جغرافیایی در حد فاصل "00/'45/ °50 الی "15/'58/ °50 طول شرقی و "45/'00/ °34 الی "45/'09/ °34 عرض شمالی قرار گرفته است.
وسعت
مساحت پناهگاه حیات وحش جاسب 17100 هکتار می باشد.
سیمای عمومی و زیست محیطی منطقه فون و فلور
جاسب منطقه ای کوهستانی که سیمای آن از کوههای خشک صخره ای، دره ها، تپه ماهورهای مرتفع کوههای استپی تا دشتی متغیر است. بلندترین ارتفاع آن قله کوه ولیجا با ارتفاع 3151 متر و حداقل ارتفاع آن در تنگه رودخانه ازنا با ارتفاع 180 متر منظره ای متفاوتی را ارائه می نماید. وجود میزان بارندگی متوسط سالانه محدوده مذکور 295 میلیمتر در سال و متوسط درجه حرارت سالانه این محدوده معادل 5 درجه سانتیگراد برآورد می گردد. منطقه جاسب به دلیل شرایط کوهستانی دارای زیستگاههای جنگلی، خشکی پسند، مناطق مرتفع و صخره ای، زیستگاه جنگلی در بخش بسیار محدودی از اراضی غربی و جنوب غربی این منطقه به صورت نوار باریکی به سمت شمال شرقی منطقه به شمار می روند و از گونه های پسته و بادام کوهی از عناصر اصلی پوشش جنگلی منطقه میتوان نام برد و جنگلهای مذکور به دلیل محدودیت سطح گسترش آنها در منطقه و استان از ارزش حفاظتی برخوردار بوده و نیازمند توجه بیشتری در این خصوص می باشد و زیستگاه خشکی پسند دارای رویشهای مختلف درختچه ای کوتاه، گیاهان پشته ای، علفی و پایا و یک ساله که محل زیست جانورانی نظیر قوچ و میش و گرگ، روباه، خرگوش، کبک و بسیاری جوندگان و خزندگان بوده و زیستگاه مناطق مرتفع و صخره که در ارتفاعات کول آل و کوه تخت و کوه ولیجا دارای رویشهای گرمسیری گونه های بالش وش و پشته ای که محل زیست بز و پازن و کبک و پلنگ و کفتار بوده است.

پوشش گیاهای منطقه
منطقه جاسب محل اتصال رویشهای زاگرس شمال غربی و به ارتفاعات ایران مرکزی بوده و از تنوع قابل توجهی برخوردار می باشد مجموعاً 139 گونه گیاهی از 35 خانواده در این منطقه زیست می نماید که از میان آنها 23 گونه علفی 104 گونه بوته ای 80 گونه درختچه ای 40 گونه درختی دیده می شود.
پناهگاه حیات وحش جاسب با مساحتی بالغ بر 17770 هکتار در سال 1381طی مصوبه شماره 245 مورخ 21/3/1381شورایعالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست.
ویژگیهای منطقه
این منطقه محل تلاقی رویشگاه زاگرس با ارتفاعات مرکزی ایران می باشد. از گونه های مهم گیاهی میتوان از بادام کوهی؛ بنه؛ زرشک ؛ زالزالک و فرفیون و از گونه های مهم جانوری میتوان ازبزو پازن؛ قوچ و میش ؛ آهو؛ پلنگ و گرگ؛ بلدرچین و سارگپه نام برد
عوامل تهدید کننده
وجود مستثنیات و تغییر کاربری اراضی؛ مجاورت با روستاهای مجاور و توسعه آنها وچرای دام از مهمترین عوامل تهدید منطقه محسوب میگردد

برخی از دشت ها و چشمه های جاسب
از دشت های جاسب میتوان به دشت زر اشاره کرد که بزرگترین دشت جاسب هم به شمار میاید و واران را به زر متصل میکند دارای گونه های مختلف جانوری مانند انواع گنجشک ها و سایر پرندگان هم اندازه ان انواع مارها خزگوش ها و پرندگان بزرگی مانند فاخته و پرندگان شکاری مانند باز و شاهین و جقد و حیوانات وحشی مانند گراز شغال گرگ و روباه و کفتار میباشد واز دشت های دیگر ان میتوان از دشت زیبا و دشت گرگان نام برد

قلعه زر واقع در ورودی روستا از سمت دشت زر

نمایی از دشت زیبا

نمایی از دشت گرگان
در جاسب منطقه ای به نام پچ وجود دارد که علاوه بر حیوانات فوق دارای انواع کبک های کوهی و عقاب ها میباشد که تا حدود یک قرن پیش در ان یوز ایرانی نیز وجود داشته است
همچنین منطقه ای به نام مارستونه وجود دارد که همانطور که از اسم ان پیدا میباشد محلی است که در ان به وفور مار وجود دارد
از چشمه های معروف ان میتوان به چشمه علی و دوشاخ و چشمه گرگان و چشمه قلبا و سردو اشاره کرد که حکم شاهرگ زراعت جاسب را در مناطق خود تشکیل میدهند و در بین انها چشمه قلبا در واران از اهمیت بیشتری نسبت به سایرین برخوردار بوده زیرا علاوه بر اب مزارع اب مصرفی واران هم در سال های گذشته از این قنات بوده و به دلیل داشتن املاح معدنی مناسب در زمره مطلوب ترین اب های جاسب قرار میگیرد.

خروجی اصلی چشمه قلبا
اماکن زیارتی جاسب
امام زاده اسحاق :ساختمان اين امامزاده بيرون از روستاي بيجگان جاسب قرار دارد و از آثار دوره صفوي است. در اين زيارتگاه امامزادگان اسحاق و عيسي از نوادگان امام جعفرصادق(ع) و زني به نام مريم كه مادر عيسي خوانده مي شود، مدفونند و بارگاه هم به نام عيسي بن مريم شهرت يافته است.
امامزاده حمزه:اين امامزاده پسر عون بن علي بن ابيطالب(ع) است و زيارتگاه در ابتداي روستاي كروگان جاسب در دامان كوه واقع است.

امامزاده محمد: وي از نوادگان امام موسي كاظم(ع) بوده و زيارتگاهش در وشتگان جاسب قرار دارد
سوگواری در جاسب
جاسبیهای مقیم قم وتهران ودلیجان هر سال در ماههای محرم و صفرو۲۱ رمضان جهت عزاداری و سوگواری به جاسب آمده و با مداحی و مدیحه سرایی مراسم عزاداری را با شکوهتر از سالهای گذشته بر گزار میکنند. به عنوان مثال در روز عاشورا هیئت های روستاههای واران و زر در قالب دسته های عزاداری با مداحی و زنجیر زنی به امامزاده حمزه آمده و با دسته های هیئت های روستا های دیگر به عزاداری پرداخته وهمچنین در روستای بیجگان نیز که ازقدیم الایام علاوه به مداحی و مدیحه سرایی به تعزیه خوانی نیز می پردازند

تعزیه
تعزیه، در لغت به معنى سوگوارى ، برپاى داشتن یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر، و پرسیدن از خویشان مرده است؛ ولى در اصطلاح، به گونهاى از نمایش مذهبى منظوم گفته مىشود که در آن عدهاى اهل ذوق و کار آشنا در مناسبتهاى مذهبى و به صورت غالب، در جریان سوگواریهاى ماه محرم براى باشکوهتر نشان دادن آن مراسم و یا به نیت آمرزیده شدن مردگان، آرزوى بهرهمندى از شفاعت اولیاى خدا به روز رستخیز، تشفى خاطر، بازیافت تندرستى، و یا براى نشان دادن ارادت و اخلاص فزون از اندازه به اولیا ـ به ویژه اهل بیت پیامبر علیهم السلام، با رعایت آداب و رسوم و تمهیدهایى خاص و نیز بهرهگیرى از ابزارها و نواها و گاه نقوش زنده برخى از موضوعات مذهبى و تاریخى مربوط به اهل بیت ـ به ویژه واقعه کربلا را پیش چشم بینندگان بازآفرینند. بر خلاف معنى لغوى تعزیه، غمانگیز بودن شرط حتمى آن نیست و ممکن است گاه شادىبخش نیز باشد. بدین معنى که اگر چه هسته اصلى آن گونهاى سوگوارى و یاد کرد و بزرگداشت خاطره مصائب اندوهبارى است که بر اهل بیت و به ویژه امام حسین و یاران نزدیکش رفته است، اما با گذشت زمان و تحول و تکامل کمى و کیفى و گونا گونى و تعدد آن تعزیههایى در ذم دشمنان دین و خاندان پیامبر پرداخت شده که نه تنها صفت اندوهبار بودن را از دست داده، بلکه مضحک و خندهآور نیز هست. که از آن جمله میتوان تعزیههاى درةالصدف، امیر تیمور، حضرت یوسف، و عروسى دختر قریش را نام برد . شیوه برپا کردن آن نیز چنین است که با پایان گرفتن هر مجلس سوگوارى یا دسته روى ـ و یا حتى به صورتى جداگانه ـ عدهاى شبیه خوان [شبیه] در هر جایى که مناسب تشخیص دهند، مىایستند و نوازندگانى که از قبل همراه آنانند به زدن طبل یا شیپور میپردازند و در همان میان نیز زمینه را براى برپا کردن تعزیه آماده مىکنند. این زمینه معمولا عبارت است از شکل دادن دایرهاى محل نمایش، جاى دادن سکوهایى کوچک و بزرگ تختگاه براى مشخص نمودن شأن و مرتبه اشخاص نمایش، و همچنین علمو کتل، و نصب پرچمهاى سبز و سرخ و سیاه. زدن طبل و شیپور در چنین لحظه و مناسبتها به خودى خود پیام از اجراى نمایش تعزیه مىدهد. به محض گردآمدن عدهاى تماشاگر شبیه خوانى که از شخصیتهاى شناخته شدهتر نمایش است، ابیاتى چند را به عنوان درآمد برمىخواند. مثلا شمر در آغاز کار در حالى که با گامهاى بلند و تند گرد صحنه نمایش را مىپیماید چندین بار به صداى بلند مىخواند
الا یاران! نه من شمرم نه این خنجر
مراد از کار ما این است که این مجلس بکا باشد
و سپس معمولا با به اجرا درآمدن پیشخوانى نمایش مجلس اصلى آغاز مىگردد. در این نمایش مذهبى براى عواطف تماشاگران مرزبندى تازهاى صورت گرفته و براى خندانیدن و خندیدن جاى مشخصى در نظر گرفته شده است. از این روست که در این حالت لفظ شبیه خوانى را که آغاز نیز متداول بود و مفهوم شکلى از نمایش را افاده مىکرد، به جاى تعزیه که مفهوم تسلیت و سوگوارى دارد، به کار مىبرند. بر پاى دارنده اصلى تعزیه را بانى و گرداننده آن را تعزیه گردان، معین البکا یا ناظم البکا و بازیگران آن را شبیه خوان یا تعزیه خوان و سایر همکاران بر پایى آن را «عمله تعزیه» مىنامند. گاهى نیز لفظ عمله را براى همه دست به کاران تعزیه به کار مىبرند. در این نمایش محدودیتى براى استفاده از لوازم و اسباب در میان نیست چنانکه براى باشکوهتر جلوه دادن نمایش از هر وسیله ـ به شرط آنکه به تقدس ماجراهاى آن آسیبى نرساند ـ استفاده مىشود.
براى نمونه، در عهد ناصر الدین شاه به هنگام اجراى مجلسى از مجالس تعزیه هنگامى که سخن از وجود یک شیر به میان آمد، بىدرنگ صورت زنده این جانور را که در قفسى محبوس بود از باغ وحش آورده و در پیش چشم حاضران به تماشا گذاردند تا مگر بر جدیت و هیجان صحنه افزوده گردد. از این رو، اگر دیده شود که مثلا شبیه شمر چکمه ولینگتون به پاى دارد و سیگارى خارجى بر لب و افزون برداشتن جقه فرماندهى و قبضه براق شمشیر، تپانچه تیرى در پر کمر، جاى هیچگونه شگفتى نیست. شبیهخوانها براى آسانى ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تکه کاغذى به نام فرد، در دست دارند که در آنها مصراعهاى آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بىهیچ زحمتى نقش آفرینى خود را دنبال گیرند . بازیگران ناشى یا خردسال را تعزیه گردان، خود با توجه به مندرجات و یادداشتهاى بیاضى که در دست دارد [بیاض] از کنار محدوده نمایش راهنمایى مىکند. حتى گاهى به شبیهخوانهاى کارآزموده نیز تذکراتى مىدهد. نقش زنان را هم در این نمایش، به واسطه ممنوعیتهایى که شرع اسلام بر نقش آفرینى زنان بر صحنهاى در ملاء عام بسته است، مردان بازى مىکنند که در این حالت به آنها «زن خوان» مىگویند. طبیعى است که چنین بازیگرانى براى بهتر آفریدن نقش زنان باید صدایى خوش و دلاویز داشته باشند و ترجیحا نقاب بر چهره پوشند. گاه نیز براى بهتر در آمدن بازى نقش زنان، از پسران نوباوه کارآموخته استفاده مىشود. در این حالت، اگر چه این نوباوه نقابى بر چهره ندارد، اما به هیچ وجه کمترین نشانى از بزک (گریم) در سیماى وى به چشم نمىخورد.
شبیه خوانان در اجراى هر مجلس نوعا دو دستهاند: اولیاخوان و اشقیاخوان
نشانه و نماد در تعزیه کاربرد بسیار دارد، چنانکه گفتهاند این نمایش باغى از نشانه و نمادهاست.
در تعزیه از موسیقى نیز استفاده مختصرى مىشود، چنانکه کاربرد آن تنها محدود مىگردد به یکى دو سازبادى ـ از جمله شیپور یا کرنا براى اعلام برپایى تعزیه و یا جنگ نمایشى سپاهیان و نى یا قرهنى براى سوزناکتر کردن لحظههاى احساسى (از جمله، لحظههاى وداع و بیکسى) و در کنار آنها سنج و طبل. از دستگاههاى موسیقى ایرانى نیز در این نمایش بهرههایى برده مىشد. این بهرهورى البته متناسب با موقع و مقام و روحیه شبیه انجام مىگرفت.
زیارت واقعی بابا شیخ
حجه السلام و المسلمین قدس یکی از شاگردان ایت الله بهجت میگوید:
« روزی آقا فرمودند: در منطقه جاسب قم گروهی از کشاورزان در زمان گذشته با شتر و قاطر به زیارت حضرت ثامن الحجج علیهم السلام مشرف می شوند و هنگام مراجعت و وارد شدن در محدوده جاسب پیرمردی(بابا شیخ) از اهل محل را می بیند که در گرمای روز کوله باری از علف به دوش کشیده و با مشقت بسیار به خانه می رود، مسافرین مشهد مقدس که او را می بینند زبان به شماتت و سرزنش می گشایند که: پیرمرد، زحمت دنیا را ول کن نیستی، آخر بیا تو هم لااقل یک بار به مشهد سفر کن. و این سخن را تکرار و او را بسیار توبیخ میکنند
پیرمرد خسته و پاک دل زبان می گشاید و می گوید: شما که به زیارت آقا رفتید و به آقا سلام دادید، جواب گرفتید یا نه؟
میگویند : پیرمرد این دیگر چه حرفی است که میزنی مگر اقا زنده است که سلام ما را پاسخ بدهد؟!
پیرمرد می گوید: عزیزان، امام که زنده و مرده ندارد، ما را می بیند و سخنان ما را می شنود، زیارت که یک طرفه نمی شود.
آنان می گویند: آیا تو این عُرضه را داری؟ وی می گوید: آری، و از همان جا رو به سمت مشهد مقدس می کند و می گوید:« ألسلام علیک یا امام هشتم » و همه با کمال صراحت می شنوند که به آن پیرمرد به نام خطاب می شود که: علیکم السلام آقای...»
و بدین ترتیب زائرین همگی خجالت کشیده و پشیمان می شوند که چرا سبب دلشکستگی این مرد نورانی شدند. »
آرمگاه بابا شیخ در کنار چشمه ای در دشت گروگان واقع شده است که مردم جاسب آن چشمه را به نام چشمه بابا شیخ میشناسند
مکانهای تاریخی و مذهبی جاسب
مسجد جامع بيجگان
بناي فوق در مركز روستاي بيجگان يكي از روستاهاي هفت گانه دهستان جاسب شهرستان دليجان قرار دارد . در روستاي بيجگان 9 بنا به عنوان مسجد وجود دارد كه دو تاي آنها يعني مسجد جامع و مسجد امام حسن داراي قدمت بيشتري مي باشند. در جنوب غربي مسجد دو كتيبه وجود دارد كه بر روي يكي از آنها ماده تاريخ 719 ه.ق. حك شده است. بناي فعلي مسجد جامع با قدمتي بيش از 150 سال در مركز روستا و در كنار چنار كهنسالي كه داراي قدمتي بيش از صد سال است قرار دارد.
مسجد داراي پلاني مستطيل شكل و در جهت جنوب غربي – شمال شرقي است كه داراي دوورودي يكي در سمت غرب ويژه آقايان و ديگري در گوشه شمال كه كوچكتر مي باشد و ويژه بانوان مي باشد. مسجد به صورت دو اشكوب كه از اشكوب فوقاني كه ارتفاع زيادي هم دارد فضايي خنك و دلپذير در تابستانها به وجود مي آيد در طبقه تحتاني ده حجره كه در بالاي هر حجره يك حجره ديگر هم رديف حجره پائين قرار دارد كه در مراسم و اعياد مذهبي خانمها در حجرات بالايي تجمع مي كنند. سقف مسجد مسطح از جنس چوب بوده و از سطح داخلي به خارج شامل پنج تنه درخت است كه تيز حمال وسط قطور وچهار تيرحمال با قطر كمتري در طرفين آن وجود دارند
در دو ضلع شمالي شرقي و غربي ارسيهاي چوبي وجود داشته كه بجز يكي بقيه را حذف و بجاي آنها پنجره هاي آلومينيومي كار گذاشته اند. در جنوب غربي مسجد نيز دو كتيبه وجود دارد كه كتيبه پائين صحرايي بي شكل مي باشد داخل مسجد داراي تزئينات زيبايي از نقوش گياهي به رنگ سفيد و قرمز به صورت گچ كاري بر روي اندودهاي سفيد داخلي است.مصالح استفاده شده در اين بنا شامل : چوب ، سنگ، خشت، و گل مي باشد
مسجد امام حسن بيجگان
اين بنا در داخل روستا و در 200 متري شمال شرق مسجد جامع در سه راه چمران روستاي فوق قرار دارد. در داخل محراب مسجد كتيبه اي سنگي وجود دارد كه تاريخ بناي مسجد امام شعبان سال 962 ه.ق. نشان مي دهد. بدين شكل متعلق بنا به دوره صفويه محرز مي گردد با اين حال در دوره هاي بعدي ديوارها وبويژه سقف بنا مرمت وبازسازي شده و در دوره معاصر نيز قسمت كفش كن و آبدارخانه مسجد را با مصالح امروزي بازسازي كرده اند.
اين مسجد يكي از مساجد قديمي روستا بيجگان بوده كه همانند مسجد جامع داراي پلاني مستطيل شكل ولي كوچكتر مي باشد كه در جهت شرقي- غربي بنا شده است. دو رديف ستون سه تايي به اضافه دوستون باريك ديگر سقف نيز پوش اين مسجد را نگه داشته اند ستونها با سهم همخواني نداشته وبه صورت باريك و قطور مي باشند.
در سمت شرق، مسجد داراي ايواني بوده كه زير آن اتاقي كوچك جهت نمازگزاردن كهنسالان كه توانايي بالا رفتن از پله هاي مسجد را گذارند وجود دارد. در دوره معاصر ايوان مذكور را تخريب وآنرا به مسجد افزوده اند.
مسجد داراي دو ورودي بوده كه ورودي جنوب غربي كه چند پله نيز دارد ويژه مردان و ورودي كوچك شمالي ويژه زنان مي باشد و بخش غربي مسجد به صورت دو طبقه بوده كه طبقه بالا كوچك و ورودي آن از شمال غرب مسجد مي باشد.
مسجد ساده و بدون آرايه هاي معماري است كه گچ اندود شده است.در ديوار جنوب غربي و در داخل محراب ساده مسجد كتيبه اي سنگي وجود دارد كه بر روي آن با خط ثلث اسماء الهي و امامان و مدحي از حضرت علي ( ع ) همراه با نام شاه طهماسب صفوي و معمار بنا وتاريخ 962 ه.ق. آمده است. مصالح به كار رفته در اين بنا شامل خشت، گل، چوب و گچ مي باشد
شغل مردم جاسب
شغل ساکنین جاسب کشاورزی و دامداری است وافرادی که به شهر مهاجرت کردنند به شغل های مختلف مشغول هستن. بیجگانیها:کبابی. وشتگانیها:فروش لوازم ساختمان. وسقونقانیها بیجگانیها:قنادی. وارانیهاحلوایی و ترشی سازی و زریها : ترشی سازی وغیره فعالیت دارند.





فروشگاه عسگری واقع در میدان امام حسین در پنجره تاریخ
نگاهی به جاذبه های طبیعی منطقه
جاسب با جاذبههاي طبيعي فراوان تاكنون ناشناخته مانده است. دراين منطقه كه هفده هزارويكصد هكتار مساحت دارد قنات ها و چاه های اب باعث ایجاد تنوع زیست محیطی ان شده است علاوه بر این شامل 33 گونه حیوانی و 35 گونه گیاهی و 139 گونه پرندگان میباشد
از آثار باستاني آن ميتوان به قبرستان قديمي واران ، تپه قلعهكوه امام علي،تپه قلعهسرخ، تپه قلعهوشتگان، تپه قلعه و سقونقان، مسجد جامع و امام حسن بيجگان، برج روستاي هرازجان، تپه قلعهكوهامام ولي روستاي كروگان، غار سيجان در ضلع شمالي روستاي واران و سنگ نوشتههاي قبرستان روستاي بيجگان نام برد كه همگي داراي شماره ثبت ميراث فرهنگي كشور است. از ديگر خصوصيات اين منطقه ، وجود باغهاي فراوان در كنار آبهاي جاري در حاشيه رودخانه ازنا و جاده پر پيچ وخم جاسب ، هواي مناسب ، ارتفاعات آن و وجود چشمههاي فراوان است.
اين منطقه با توجه به آب و هواي كوهستاني ، داراي محصولات سر درختي ناب اعم از گردو ، بادام و فندق است.
به گفته فرماندار شهرستان دلجان، 300 ميليارد ريال از محل اعتبارات سازمان شهرداريها و دهياريهاي كشور براي اجراي طرح مطالعات گردشگري هفت روستاي منطقه جاسب اختصاص يافته است
آبادی از یاد رفته (مترگون)
کمتر کسی است که از وجود ابادی هشتمی در جاسب با خبر بوده و یا حتی اسمی از ان به گوشش خورده باشد ولی با توجه به تاریخچه جاسب و دست نوشته های موجود در این زمینه و نیز اشاراتی که در کتب و متون تاریخی به ان شده است میتوان از قرییه دیگری به نام (مترگون) یاد کرد
این ابادی نیاز به انجام تحقیقات گسترده ای دارد تا بتوان صحت وجودش را تایید نمود لذا از همشهریانی که در این زمینه اطلاعاتی دارا میباشند و یا میتوانند در تحقیقات مارا یاری نمایند خواهشمند است با وبلاگ و به صورت نظر در تماس باشند
قبرستان واران
یکی از قسمت های دیدنی و تاریخی جاسب قبرستان واران میباشد که به دلیل قدمت بالا و نیز وجود قبرهایی با قدمت بیش از 500 سال از اهمیت بالایی برخوردار است ولی متاسفانه به دلیل کم لطفی مسئولین در گذر زمان رو به ویرانی نهاده است

همان طور که در تصویر بالا مشخص است تاریخ تولد و وفات به قمری نوشته شده و از علائم ویژه ای در سنگ یاد بود ها استفاده میشده است که بیان کننده جنسیت متوفی میباشد برای مثال در تصویر بالا وجود شانه دوسر و گلاب پاش بیان کننده این موضوع است که شخص متوفی مونث بوده و برای افراد مذکر بیشتر از گل به صورت جفت و شانه یک سر استفاده میشده است

داستانی عجیب
ملا سید صادق وارانی که یکی از بزرگان واران و جزء صالحان این دییار به حساب می اید در وصیت نامه خود به فرزندانش بیان میکند که او را پس از مرگ در جایی که مشخص کرده است دفن کنند
پس از مرگ وی در سال 1366 قمری فرزندان طبق وصیت پدر به قبرستان واران و در نقطه مشخص شده میروند تا پدر خود را به خاک بسپارند اما پس از کندن زمین به قطعه سنگی بر می خورند که همه را حیرت زده میکند
در قطعه سنگ پیدا شده که در تصویر زیر قابل مشاهده است پس از معرفی مرحوم به تاریخ مرگ ان اشاره شده است که دقیقا با زمان مرگ سید صادق مطابقت دارد و گفتنی است که نوشته های ان حتی با نوشته های مرسوم در ان زمان مغایرت دارد

نکته دیگری که توسط برخی از اهالی یاد شده است بیان میکند که تا مدتی پس از مرگ سید صادق در هنگام غروب افتاب نوری بر بالای قبر نمایان میشد که فقط از دور قابل رویت بوده است ولی نمیتوان این ادعا را به صورت کامل پذیرفت
گفتنی است که تا به حال افراد سودجو 2 بار به سرقت این سنگواره پرداخته اند اما پس از مدت کمی دستگیر گشته و نتوانسته اند به سنگ اسیبی برسانند
چنارهای 1000 ساله
همانطور که در تصاویر زیر مشاهده میکنید دو چنار بسیار غول پیکر که بیش از هزار سال از حیات ان ها میگذرد در روستای واران قد برافراشته اند و گذر زمان نتوانسته است حتی کوچکترین ختشه ای بر حیات انان وارد کند

زیارت سلطان علی
این زیارت در دشت درسیجون و منطقه سی جوان واقع شده است و تفرج گاه عده زیادی از اهالی در ایام تعطیل میباشد
مدت ها قبل در این منطقه جمجمه ای را از دل کوه بیرون اوردند که در ابتدا ان را به عنوان یک امام زاده قبول داشته اند اما اینک این تفکر به دلیل عدم وجود مدرکی برای اثبات از بین رفته است
در سال های پر باران از این کوه ابشاری جاری میشود که زیبایی دو چندانی را به این منطقه هدیه میکند و آخرین بار در سال 1386 این اتفاق رخ داده است
کسانی که به زیارت سفر کرده باشند قطعا چاله های حفر شده یه دست انسان را در این کوه دیده اند که دلیلشان وجود سفال های قدیمی و سایر اجناس بوده است که پس از حفر این اشیا به تاراج برده شده اند


غارچال نخجیر
برای نخستین بار بود که چنین احساسی را تجربه میکردم اینکه در فضای بکری قدم برداری که حدود هفتاد میلیون سال از افرینشش میگذرد و در تمام این سال ها کسی حریم و سکوت اهورایی ان را نشکسته است به راستی که چه زیباست و چه احساسی دارد وقتی در سکوت مطلق ان به ارامش درون دست مییابی و معبودت را بیشتر میشناسی
غار چال نخجیر در سال 1368 و به صورت کاملا اتفاقی و توسط گروهی از کوهنوردان محلی کشف شد این رخساره شگفت انگیز متعلق به دوران سوم زمین شناسی میباشد و هنوز کسی نتوانسته است به درستی وسعت ان را مشخص کند و کسی نمیداند که این دالان زیرزمینی تا کجا گسترده است و دریاچه اش چه وسعت و ژرفایی دارد


.jpg)
این غار در 10 کیلومتری شمال خاوری دلیجان حدفاصل دو سکونتگاه نراق و جاسب سکنا گزیده و به تازگی مورد بازدید عموم نیز قرار گرفته است امید است تا با همیاری مسئولان این پدیده عظیم زمین شناسی جهان که تا به حال تمام بینندگانش را حیرت زده کرده است به جهانیان معرفی شده و باعث رونق مناطق اطراف خود شود
اماکن ثبت شده در اثار ملی ایران
تپه قلعه وشتگان مربوط به دوران های تاریخی پیش از اسلام است و در روستای وشتگان واقع شده این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شماره ثبت ۴۶۱۲ بهعنوان یکی از اثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه قلعه وسقونقان مربوط به دوران های تاریخی پیش از اسلام است و در روستای وسقونقان واقع شده این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شماره ثبت ۴۶۱۳ بهعنوان یکی از اثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
قبرستان قدیمی واران مربوط به دوره صفوی - دوره معاصر است و در روستای واران واقع شده این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شماره ثبت ۴۶۰۴ بهعنوان یکی از اثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
اطلاعات تکمیلی
کد منطقه اصلاح شده: ۰۰۰۵۰۱
استان: مرکزی
نزدیکترین شهر: نراق
طول جغرافیایی: ۵۰:۴۸:۴۲
عرض جغرافیایی: ۳۴:۰۶:۴۵
آدرس: استان مرکزی شهرستان دلیجان منطقه جاسب
مالکیت منطقه: دولتی – خصوصی
فاصله تا مرکز استان: ۱۶۱
فاصله تا مرکز شهرستان: ۳۲
برخی از مناظر و اماکن تاریخی جاسب


خانه ای در روستای واران که به دلیل قرار گرفتن در مرکز روستا(بالا محله-پایین محله)
از آن در انواع مراسم ها استفاده میشده است

بقایای یک آسیاب مدفون شده



